ღ رویای عشق ღ
در نزن که بازه در / واسه حرفای تازه تر × سوار کلمات بشیم کم کم / اگه پایه ای بشین ترکم × دربست بریم به مقصد / پس حرکت به زیر این خط
کجا کجا؟؟!! سرتوانداختی پایین داری میری بخونی؟؟؟؟؟!!! اگه پست قبلی رو خوندی برووو..... اگه نه اول اونو بخون بعد بیا..... چند روزی میشه که تو راه مدرسه تا خونه هر روز یه پسره با ماشین میفته دنبالمون و فقط به من گیر میده سوارشم! فاصله خونه تا مدرسمون زیاد نیست و منودوتا از دوستام همیشه پیاده برمی گردیم. پسره دوستِ پسر داییم، فرشیده و گاهی اونم باهاش میاد. ازفرشید خیلی بدم میاد، روزایی که باهمن، وجود فرشید و بهونه میکنم و سوار نمیشم. خودش از یه طرف از یه طرف زن داییم (مامان فرشید) هر دوسه روز یه بار میاد خونمون، خواستگاری من واسه فرشید! اعصابمو خرد میکنه، مامان بابامم هیچی بهش نمیگن، اَه!!! خلاصه تا حالا هیچ وقت سوارماشینش نشدم، هرروز به یه بهونه. چند روز پیش، فهمیدم علاوه بر اینکه دوست اون عوضیه، پسرعمومم هست! ما با عموم اینا خیلی رابطه نداریم و واسه همینم همدیگه رو نمیشناسیم و من هنوز نمیدونم اسمش چیه. دیروز وقتی بهش فهموندم دخترعموشم، پاشو گذاشت رو گاز و ده برو که رفتی! از رفتارش خیلی تعجب کردم. خطاب به دوستام گفتم:«حیف شد نه؟ فردا دیگه نمیاد.» نیلوفر زود گفت:« بله دیگه یه ماه! واسه پسر مردم ناز کنی همین میشه، روز اول گفتم بیا بریم سوار شیم، پسر خوشگلیه، گوش نکردی، اینم عاقبتش!» صبا گفت:« نه هستی جون به حرف این دیوونه گوش نده، ولش کن بابا، همون بهتر که باهاش دوست نشدی، چه معنی داره مارو بذاری بری با اون بگردی.... .» تابرسیم خونه مخمو خوردن. یکی میگفت کاش دوست میشدی، اون یکی میگفت کار درستی کردی که دوست نشدی. نمیدونم دوست شدن یا نشدن من با اون چه ربطی به این دوتا داشت که اِن قدر حرص میخوردن. اما هیچ وقت حرفای صبا رو یادم نمیره، اون روز بود که فهمیدم بهترین دوسمه و خوبی منو میخواد نه مثل نیلو..... . حالا از این حرفا که بگذریم، اتفاق جالب این بود که امروز تا پامو ازمدرسه گذاشتم بیرون دیدم اون طرف کوچه واستاده کنارماشینش! تا منو دید یه چشمک زد.....
+نوشته شده در چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:داستان,داستان عاشقانه,عشق ابدی, ساعت11:43توسط alone pearl |
|
About![]()
سلام به همه ی اونایی که ... اونایی که .... ای بابا ..... اصلا بیخیالِ سلام بریم سراغ اصل مطلب! من alone pearl یه داستان نویسِ نوجَوون، تنهایِ تازه کار و عاشق دل شکسته ای هستم که هرازگاهی حس نوشتن بهش دست میده و یه چیزایی مینویسه! این وب تمام زندگی، امید، آرزو، تفریح و سرگرمیِ منه و یه جورایی قراره همه ی زندگیم بیاد توش! تا اطلاع ثانوی، اینجا هفته ای یه بار و معمولا آخر هفته ها آپ میشه! و شامل قصه ها و نوشته های خودم و گاهی هم نوشته های دیگران! من از انتقاد و نظر خیلی خوشم میاد و از ته دلم ازتون میخوام نظر بدید تا تو ترکوندن این وب سهیم باشید!!! و همینطور خوش حال میشم لینکم کنی! راستی من خیلی دوس دارم آجی داشته باشم، اگه......!!! واسه شناخت بیشتر میتونی پروفایلمو بخونی......!!! خلاصه به وبلاگ خودت خوش اومدی، زود زود از ای کارا بکن!!! میســـــــــــــــــــــــــــــــــی! ب.د.ت ....!!!... Archivesدی 1391تير 1391 خرداد 1391 ارديبهشت 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 Authorsalone pearlLinks
♥ ♥ ♥ しѺ√乇 -حب-عشق ♥ ♥ ♥
LinkDump
پایدار تا پای دار.......فائزه Categories
قصه
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
ساخت کد موزیک
|